|
|
|
|
|
خانه تكاني شب عيده. ميخوام خونه تكوني كنم. ميخوام غبار هاي غم رو از خونه ام بتكونم و دوباره شادي رو در گوشه گوشه خونه جا بدم. همه جا به دنبال نشانه هاي غم ميگردم٬ تا با هر وسيله اي كه ميشه اونو پاك كنم و همه جا رو ميگردم تا شادي هاي جديد رو بيابم و اونو به هر نحو كه ميشه فراهم كنم و محيط خونه رو از اون پر كنم. ميخوام تنهائيهام رو بتكونم و به جاش اين حس رو در خودم به وجود بيارم كه هنوزم به دنيا تعلق دارم ولي ... . خوب حالا از چيزاي ديگه شروع ميكنم.
لباسهاي نو ميگيرم. كفش و كيف نو٬ براي خودم هديه ميگيرم كه لحظه سال تحويل به خودم عيدي بدم. گلهاي تازه ميگيرم و تو خونه ميذارم. همه جا رو زيبا و تميز ميكنم. همه چيز رو نو ميكنم و سفره هفت سين زيبائي تهيه ميكنم. واي خونه چه زيبا شده. از ديدنش لذت ميبرم. چيزي به سال تحويل نمونده. همه چيز آماده است. ميشينم . منتظر عيد ميشم. يه چيزي كمه ولي نميدونم ديگه چيكار ميتونم بكنم. به ماهي هاي زيباي توي تنگ نگاه ميكنم و گلهاي سنبل رو بو ميكنم.
سيبهاي قرمز رو بو ميكنم و به يكيشون گاز ميزنم همه نشانه هاي بركت خدا در سفره من جمع هستند. ولي ... . يه چيزي كمه. نميدونم چيه . بغضي تو گلوم گره ميشه. اشك گوشه چشمم ميشينه. خدايا همه چيز رو جمع كردم ولي تو همه اينها شادي نيست. شادي رو هيچ كجا نميفروختن. هيج جا نديدمش كه بتونم اونو بخرم و سر سفره ام بيارم. با گلوي پر بغض و اشكهاي حلقه زده تو چشم رو به آسمون ميكنم و ميگم: خدايا٬ حول حالنا الي احسن الحال .... . خدايا اين نعمت رو فقط تو ميتوني بر سر سفره ام بگذاري. همه چيز رو ميشه خريد ولي دل شاد رو فقط تو ميتوني به من بدي. خدايا كاري كن كه بتونم در سال جديد شاد باشم. خدايا غمها رو از دلم دور كن. نجوائي رو در دلم ميشنوم. فكري به نظرم ميرسه. شادي رو هم ميتونم داشته باشم. بايد گل خنده و شادي رو از روي لبهاي كساني كه ميتونم شادشون كنم بجينم و به سفره ام اضافه كنم . به ياد دوستانم ميفتم. ميتونم الان با يه تلفن شادشون كنم. ميتونم دل مادرم رو با همدلي و همدردي با اون در اين لحظات سخت بيماري شاد كنم . ميتونم ... . پس چرا اينجا نشسته ام. بايد برم. بايد به دنبال شادي برم. راه ميفتم و ميرم. بوي بهار رو در همه جا حس ميكنم. با نيروئي بيشتر ميرم. ميرم به سوي گلهاي شادي و خنده كه اونو فقط رو لبهاي عزيزانم ميتونم پيدا كنم. درتنهائي نميشه سال نو رو جشن گرفت. ميتونم اين شادي رو در كنار دوستانم پيدا كنم و اونوقت همه با هم با نگاه به لبخندهاي همديگه شاد ميشيم و سفره مون كامل كامل ميشه. سال نو رو با احساسي از سرمستي و شادي در كنار عزيزان شروع ميكنم و خدا رو براي آنچه كه به من بخشيده شكر ميكنم و مطمئنم كه تا پايان سال دلم لبريز از شادي ميمونه. آخه ميگن در لحظه سال تحويل در هر حالي كه باشي تا پايان سال اون حال برات حفظ ميشه. خدايا حول حالنا.....
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:53 توسط شکوه
|
|
||